السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

39

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى)

* المعجم الاوسط 3 - 20 . در « المعجم الاوسط » با اسنادهاى بسيار آن را چنين نقل كرده است : احمد ، از احمدبن‌عمروبن عبيده‌ى عصفرى ، از عبدالرّحمان بن‌حماد شعيثى ، از ابوالصّباح عبدالغفوربن‌سعيد انصارى ، از عبدالعزيزبن‌حكيم ، از ابن‌عمر كه گفت : پيامبر صلى الله عليه و آله به على فرمود : « آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در مقام هارون نسبت به موسى باشى ، جز اين كه نبوّت و وراثتى نيست ؟ » اين حديث را كسى جز ابوالصبّاح ، از عبدالعزيز روايت نكرده است . و شعيثى فقط در اين نقل آمده است . « 1 » 4 - 20 . عبّاس‌بن‌محمّد مجاشعى ، از محمّدبن‌ابىيعقوب كرمانى ، از يزيدبن‌زريع ، از سعيدبن‌ابىعروبة ، از قتاده ، از سعيدبن‌مسيّب ، از على كه گفت : پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « تو را جا گذاشتم تا جانشين من در خانواده‌ام باشى » . گفت : پس اى پيامبر خدا مرا جا مىگذارى ؟ فرمود : « آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در مقام هارون نسبت به موسى باشى ، جز اين كه پس از من پيامبرى نيست ؟ » حديث را جز يزيدبن‌زريع ، كسى از سعيدبن‌ابىعروبه روايت نمىكند . و جز ابن‌ابىيعقوب آن را از يزيد روايت نكرده است . معمّر آن را از قتاده ، از سعيدبن‌مسيّب ، از سعد آورده است . جعفربن‌سليمان ، از حرب‌بن‌شداد ، از سعيدبن‌ابىعروبه روايت كرده ، همان‌گونه كه معمّر آن را آورده است . « 2 » 5 - 20 . محمودبن‌محمّد مروزى ، از حامدبن‌آدم ، از جرير ، از ليث ، از مجاهد ، از ابن‌عبّاس ، كه گفت : هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله ميان اصحاب خود و مهاجرين و انصار ، پيمان برادرى بست ، ميان علىبن‌ابيطالب و هيچ‌يك از آنان چنين نكرد . على خشمناك بيرون رفت تا به زمين گودى رسيد . پس به بازويش تكيه كرد ، در حالى كه باد بر او مىوزيد . پيامبر صلى الله عليه و آله به جست‌وجوى او پرداخت تا او را يافت ، با پايش به او زد و فرمود : « بلند شو ، عنوانى جز ابوتراب زيبنده‌ات نيست . آيا بر من خشمگين شدى

--> ( 1 ) . المعجم الاوسط : 2 / 277 ، رقم 1488 . ( 2 ) . المعجم الاوسط : 5 / 136 ، رقم 426 .